مانیز مانیز
FA EN AR
ورود
خانه فروشگاه آموزش مشاوره تجهیزات انگیزش وبلاگ
درباره ما سوالات متداول تماس همکاری راهنمای شروع همکاری عمده
— دسته‌بندی —
مواد اولیه پودرهای مانیز تجهیزات پک‌های سازمانی
پیگیری سفارش / شرایط ارسال
پیگیری سفارش شرایط ارسال

انگیزش روزانه مانیز

م
مانیز • ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
سکوت؛ زبانی که خدا با ما حرف می‌زند | وقتی هیچ دری باز نیست
11 پسندیده‌اند
مانیز .
گاهی توی زندگی به جایی می‌رسی که هر دری رو می‌زنی، بسته‌ست.
نه، دیگه نباید بشه.
نمیشه که نمیشه. 🌧️

از خودم می‌گم...
چپ می‌ری، راست می‌ری، هیچ‌کس منتظرت نیست.
تولیدت گیر می‌کنه، فروش نمی‌ره،
هر کاری می‌کنی، انگار داری درجا می‌زنی. 🌀

یه نفر می‌گه «نذر کن»،
یه نفر می‌گه «توسل بگیر»،
یه نفر می‌گه «قربونی بده»،
یه نفرم می‌گه «همه داریم دعا می‌کنیم»...
و کلی چیز دیگه... 🙏

اما می‌دونی توی این لحظه‌ها باید چی کار کنی؟
هیچی.
فقط بشین یه گوشه،
ساکت باش،
بذار خدا حرف بزنه. 🤫

خدا داره با همون اتفاقاتی که برات می‌افته،
بهت می‌گه:
«بشین، کار دارم برات...
گوش بده، می‌خوام راه رو نشونت بدم.» 🕊️

دیدم که می‌گم...
فقط سکوت کن، بذار خدا باهات حرف بزنه.
بذار بگه چکار کنی، درست می‌شه. ✨

---

اما ما توی این روزگار،
فقط یادمون دادن دست و پا بزنیم...
هر چی بیشتر زجر بکشیم، امیدوارتریم که نجات پیدا می‌کنیم.
غافل از اینکه،
این ماجرا مثل باتلاقه...
هر چی توش بیشتر دست و پا بزنی،
بیشتر می‌ری پایین. 😔

چه برسه به بعضی‌هامون که
تو باتلاق، شنا هم می‌کنیم!

---

می‌دونی زبون حرف زدن خدا چیه؟
سکوت... 🤍

پس بیا،
یه کم ساکت بشیم،
یه کم گوش بدیم،
ببینیم چی داره بهمون می‌گه.
شاید همون سکوت، بزرگ‌ترین راهی باشه که تا حالا ندیدیمش. 🌱
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
قدرت باور؛ از تردید تا یقین | داستان واقعی تغییر زندگی
12 پسندیده‌اند
مانیز از شک تا یقین؛ قصه‌ی من و تو

هر چی جلوتر می‌رم، بیشتر به این حقیقت می‌رسیم که هر اتفاقی توی زندگیمون رقم می‌خوره، از باورهامون و طرز فکرمون سرچشمه می‌گیره. 👍

شک ندارم که اگه بخوایم زندگیمون رو از این رو به اون رو کنیم، اول از همه باید افکارمون رو درست کنیم. چون همه‌چیز از همون جا شکل می‌گیره. 💖

---

چهار سال پیش بود... برای اولین بار، یه دوره‌ی آموزشی رو خریدم با قیمت ۹ میلیون و ۹۰۰ هزار تومن.
راستش اولش توی دلم می‌گفتم: «نکنه این دوره به دردم نخوره؟»
اما بعدش فهمیدم که خدا جواب همون قدمی که برداشتم رو داده؛ چون من خواستم روی خودم کار کنم، هدایتم کرد.

من می‌خواستم همه‌چیز رو عوض کنم.
می‌خواستم جور دیگه‌ای زندگی کنم!
و این اتفاق افتاد. ✨

---

اولش خیلی سخت بود...
چون تازه فهمیده بودم که تمام کارهایی رو که نباید انجام می‌دادم، یکی پس از دیگری انجام دادم.
دلم خیلی گرفته بود. 😞

اما یه چیزی توی دلم بود که می‌گفت: همه‌چیز درست می‌شه.

همون ایمان کوچیک رو نگه داشتم.
ادامه دادم.
شک رو به یقین تبدیل کردم.
و خدا هم کمک‌هاش رو فرستاد... 💫

---

الان فرسنگ‌ها فاصله دارم با اون آدم سابق.

این‌ها رو گفتم تا بدونی:
هر کاری که بخوای انجام بدی، شدنیه.
فقط یه ایمان می‌خواد،
و قدم دوم، که همون برداشتن یه گامه.
همین! 👍

نتیجه خودش میاد...
ادامه داره... 🌱
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...