مانیز مانیز
FA EN AR
ورود
خانه فروشگاه آموزش مشاوره تجهیزات انگیزش وبلاگ
درباره ما سوالات متداول تماس همکاری راهنمای شروع همکاری عمده
— دسته‌بندی —
مواد اولیه پودرهای مانیز تجهیزات پک‌های سازمانی
پیگیری سفارش / شرایط ارسال
پیگیری سفارش شرایط ارسال

انگیزش روزانه مانیز

هر روز یک انرژی تازه — یک جمله، یک ویدیو یا یک صدا. حتی اگه امروز خرید نکنی، این چند ثانیه مال خودته.

م
مانیز • ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
شروع یک داستان
1 پسندیده‌اند
مانیز .
بگذارید این بار از اول شروع کنیم…

ما معمولاً از همین امروزمان حرف می‌زنیم؛
از کاری که داریم انجام می‌دهیم،
از چیزهایی که یاد گرفته‌ایم،
از مسیرهایی که داریم می‌سازیم.

اما پشت این امروز،
ماجراهایی هست که هیچ‌وقت تعریف نکرده‌ایم.

روزهایی که اتفاق‌هایی افتاد و مسیر زندگی‌مان را تغییر داد.

روزهایی که بعضی تصمیم‌ها را با خیال راحت نگرفتیم؛
گاهی مجبور شدیم تصمیم بگیریم،
گاهی اشتباه کردیم،
گاهی چیزی را از دست دادیم،
و گاهی فقط باید یاد می‌گرفتیم
چطور دوباره از جایی که ایستاده‌ایم، حرکت کنیم.

شروع دوباره همیشه شبیه شروع یک زندگی تازه نیست.

گاهی یعنی با همان خستگی،
دوباره صبح را شروع کنی.

گاهی یعنی وقتی هیچ نقشه‌ای نداری،
فقط قدم بعدی را برداری.

گاهی یعنی بپذیری چیزی که برایش سال‌ها زحمت کشیدی،
دیگر وجود ندارد
و باید از یک جای کاملاً متفاوت شروع کنی.

و شاید سخت‌ترین قسمت شروع دوباره این باشد که
هیچ تضمینی وجود ندارد.

نمی‌دانی این قدم تو را به کجا می‌رساند.
نمی‌دانی دوباره موفق می‌شوی یا نه.
حتی نمی‌دانی تصمیمی که امروز می‌گیری،
فردا درست به نظر می‌رسد یا نه.

اما یک چیز را یاد گرفته‌ایم:

گاهی برای ادامه دادن، لازم نیست بدانی آخر مسیر کجاست.
فقط نباید متوقف شوی.

ما هم هنوز به آخر مسیر نرسیده‌ایم.

هنوز در راهیم.
هنوز داریم تلاش می‌کنیم.
هنوز چیزهای زیادی هست که نمی‌دانیم آخرشان به کجا می‌رسد.

برای همین نمی‌خواهیم این را به شکل یک قصه‌ی موفقیت تعریف کنیم.

چون موفقیت برای ما فقط رسیدن به یک مقصد نیست.

موفقیت یعنی امروز، کمی بهتر از دیروز زندگی کردن.
یعنی در مسیر بودن.
یعنی با وجود تمام چیزهایی که ممکن است پیش بیاید، باز هم حرکت کردن.

فکر کردیم شاید وقتش رسیده باشد
بخشی از این مسیر را با شما در میان بگذاریم.

نه یک‌جا.
نه با گفتن آخر داستان.

از همان جایی که واقعاً شروع شد…

هر بار فقط یک قسمت.

ما نمی‌دانیم این داستان قرار است برای شما چه معنایی داشته باشد.

شاید فقط یک داستان باشد.
شاید باعث شود ما را کمی بیشتر بشناسید.
و شاید یک روز، وسط یکی از قسمت‌هایش،
کسی خودش را در بخشی از زندگی ما پیدا کند.

کسی که خودش هم ایستاده و نمی‌داند
از کجا باید دوباره شروع کند.

اگر چنین کسی را می‌شناسید،
این داستان را برایش بفرستید.

شاید لازم نباشد برایش چیزی بنویسید.

شاید فقط همین کافی باشد که بداند
شروع دوباره، حتی وقتی نمی‌دانی قرار است به کجا برسی،
باز هم شروع است.

#داستان_ما_مانیز
#قسمت_شروع
— تیم مانیز
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
آهسته رفتن ، بهتر از متوقف ماندن است
2 پسندیده‌اند
مانیز .
آهسته رفتن، بهتر از متوقف ماندن است.
قرار نیست مسیر زندگی و کسب‌وکارت همیشه با سرعتی که می‌خواهی پیش برود.

گاهی تلاش می‌کنی و نتیجه دیرتر می‌رسد.
گاهی مجبور می‌شوی از اول شروع کنی.
گاهی یک قدم جلو می‌روی و دوباره چند قدم عقب می‌آیی.

اما این‌ها به معنی شکست نیست.

رشد همیشه قابل‌دیدن نیست.

گاهی همین که امروز چیزی را بهتر از دیروز انجام می‌دهی،
یعنی داری جلو می‌روی.

پس اگر سرعتت کم شده، خودت را سرزنش نکن.

نفسی بکش، مسیرت را دوباره نگاه کن و ادامه بده.

مهم نیست چقدر آهسته حرکت می‌کنی؛
مهم این است که متوقف نشوی.
— تیم مانیز
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
شاید فردا …
2 پسندیده‌اند
مانیز .
شاید فردا صبح که چشم باز می‌کنی،
همه مشکلات یک‌باره ناپدید نشده باشند.

شاید حال دلت کمی بهتر باشد.

شاید یک خبر خوب منتظرت باشد.
شاید یک آدم خوب سر راهت قرار بگیرد.
شاید یک فرصت تازه پیدا شود.
و شاید فقط خودت، کمی قوی‌تر از امروز باشی.

همین کافی است.

زندگی همیشه با اتفاق‌های بزرگ زیبا نمی‌شود؛
گاهی یک فنجان گرم، یک گفت‌وگوی خوب، یک خنده از ته دل یا یک صبح آرام، تمام چیزی است که لازم داریم.
— تیم مانیز
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه دیگران
6 پسندیده‌اند
مانیز .
قرار نیست همه تو را بفهمند.
تو برای فهمیده‌شدن نیامده‌ای؛
برای ساختن چیزی آمده‌ای که دیگران فقط درباره‌اش حرف بزنند.
— تیم مانیز
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
هر روز، فرصتی برای بهتر شدن است
7 پسندیده‌اند
مانیز زندگی از لحظه‌های کوچک ساخته می‌شود؛
از انتخاب‌هایی که هر روز می‌کنیم، از قدم‌هایی که حتی با تردید برمی‌داریم و از باورهایی که ما را به ادامه دادن دعوت می‌کنند.

گاهی لازم نیست همه مسیر را بدانیم؛
کافی است قدم بعدی را با ایمان برداریم.

به خودت فرصت رشد بده، به رؤیاهایت اعتماد کن و فراموش نکن که بهترین نسخه‌ی تو، همان کسی است که هر روز کمی بیشتر برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.

آرام پیش برو، اما متوقف نشو.
آینده، حاصل همین قدم‌های کوچک امروز توست. 🌱
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
هر مسیر بزرگی، از یک قدم کوچک شروع می‌شود
6 پسندیده‌اند
مانیز گاهی یک ایده ساده، می‌تواند شروع یک اتفاق بزرگ باشد.

هیچ کسب‌وکاری یک‌شبه ساخته نمی‌شود. پشت هر محصول موفق، هر برند ماندگار و هر تجربه‌ای که امروز برای ما عادی به نظر می‌رسد، ساعت‌ها تلاش، آزمون، اشتباه، یادگیری و دوباره شروع کردن وجود دارد.

ما باور داریم موفقیت فقط رسیدن به یک مقصد نیست؛ موفقیت یعنی هر روز کمی بهتر از دیروز باشیم.

اگر امروز در ابتدای مسیر هستید، نگران نباشید. لازم نیست همه مسیر را از همین حالا بدانید. کافی است قدم بعدی را بشناسید و برای برداشتن آن قدم حرکت کنید.

ممکن است مسیر همیشه آسان نباشد. گاهی نتیجه دیرتر از چیزی که انتظار دارید به دست می‌آید، گاهی اشتباه می‌کنید و گاهی مجبور می‌شوید دوباره از ابتدا شروع کنید. اما همین لحظه‌ها هستند که تجربه می‌سازند، شخصیت می‌سازند و شما را برای موفقیت‌های بزرگ‌تر آماده می‌کنند.

به مسیرتان اعتماد کنید.

ایده‌ها زمانی ارزشمند می‌شوند که برایشان اقدام کنیم. رویاها زمانی به واقعیت نزدیک می‌شوند که برایشان استمرار داشته باشیم.

پس اگر هدفی دارید، شروع کنید.
اگر ایده‌ای دارید، امتحانش کنید.
اگر شکست خوردید، یاد بگیرید.
و اگر خسته شدید، کمی مکث کنید؛ اما از حرکت نایستید.

شاید قدمی که امروز کوچک به نظر می‌رسد، همان قدمی باشد که چند سال بعد به نقطه‌ای بزرگ در زندگی و کسب‌وکارتان تبدیل می‌شود.

آینده را نمی‌توان پیش‌بینی کرد؛ اما می‌توان آن را ساخت.

از همین امروز شروع کن.
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
انتخاب خوب
4 پسندیده‌اند
مانیز هر فنجان خوب، از یک انتخاب خوب شروع می‌شود

گاهی برای شروع یک روز خوب، به چیز بزرگی نیاز نداریم؛
یک تصمیم درست، یک انتخاب باکیفیت و چند دقیقه برای خودمان کافی است.

در دنیای قهوه، چای و نوشیدنی‌های گرم هم همین‌طور است.
کیفیت، از انتخاب مواد اولیه شروع می‌شود.

از دانه‌های قهوه گرفته تا چای، چای کرک، چای ماسالا و کریمر؛ هر ترکیب خوب، نتیجه انتخاب‌هایی است که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در نهایت تفاوت بزرگی در عطر، طعم و تجربه یک فنجان ایجاد می‌کنند.

ما در مانیز باور داریم که یک نوشیدنی خوب فقط برای رفع خستگی نیست؛
گاهی یک فنجان قهوه، شروع یک ایده است.
یک چای کرک می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی خوب باشد.
و یک فنجان چای ماسالا می‌تواند چند دقیقه آرامش را به یک روز شلوغ برگرداند.

پس امروز را با یک انتخاب خوب شروع کن.
چون چیزهای بزرگ، خیلی وقت‌ها از همین انتخاب‌های کوچک آغاز می‌شوند. 🌱
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
مشتری بهم گفت: به خاطر خودت خریدم، نه محصولت
5 پسندیده‌اند
مانیز .
راستش رو بخوای، تا چند سال پیش فکر میکردم برای اینکه توی کارم موفق بشم، باید یه سری چیزا رو داشته باشم. ماشین خوب، لباس خوب، یه دفتر کار شیک، یه مدرک بالا، یه سری آدم‌های خاص دور و برم. خلاصه اینکه فکر میکردم ارزش من به ایناس.

تا اینکه یکی دو روز پیش یه اتفاق برام افتاد که کلی فکرم رو عوض کرد.

رفته بودم پیش یه مشتری که تا حالا باهاش کار نکرده بودم. محصول رو معرفی کردم، نمونه دادم، حرف زدیم. آخرش گفت سفارش رو ثبت کن. خوشحال شدم. تا اینکه یهو یه چیزی گفت که تا حالا هیچکس به من نگفته بود.

گفت: «میدونی چرا از تو خریدم؟ چون از خودت خوشم اومد. نه اینکه محصولت از بقیه بهتر باشه، نه قیمتت خاص باشه. انرژی‌ات خوب بود، صادق بودی، با‌احترام حرف زدی. حس کردم آدم درستی هستی. به خاطر خودت خریدم، نه چیز دیگه‌ای.»

همونجا یهو یه چیزی توی وجودم تکون خورد.

نگاه کردم به خودم. نه ساعت برندی داشتم، نه کفش خاصی پوشیده بودم، نه ماشینم جلوی در بود، نه هیچ کدوم از اون چیزایی که خیلیا فکر میکنن آدم رو بزرگ میکنه. ولی اون مشتری حس کرده بود ارزش جای دیگه‌ای هست.

اون روز فهمیدم که همه‌ی اون فروش، اون اعتبار، اون محبتی که مردم به آدم دارن... هیچ‌کدومش به خاطر چیزای ظاهری نیست. ارزش از انرژی آدم میاد، از شخصیتش میاد، از راست‌گویی‌اش، از درست‌حرف‌زدن‌اش، از احترامی که برای مخاطب قائله.

نه فرمول خاص، نه لباس خاص، نه مدرک، نه ماشین، نه پول، نه خونه... هیچ‌کدوم. همه‌چیز از خودت بیرون میاد. از اون آدمی که پشت همه‌ی اینا ایستاده.

من هنوز اول راهم. کلی چیز هست که باید یاد بگیرم. ولی یه قول به خودم دادم: روی شخصیتم کار کنم، روی انرژی‌ام، روی نگاهم به آدم‌ها. بقیه‌اش خودش میاد. خدا رو هم مطمئنم که کمک میکنه، بدون شک.
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۴ شهریور ۱۴۰۵
داستانی از برخورد با تروماها، مسئولیت‌پذیری و تغییر نگرش؛ همراه با تأملی درباره رشد فردی و پذیرش خود.
9 پسندیده‌اند
مانیز .
دنیا جای عجیبیه!

چند روز پیش یه اتفاق جالب برام افتاد. توی یه گروه واتساپ، یه نفر درباره رشد فردی سوال پرسیده بود. از اونجایی که جوابش یه کمی فراتر از حوصله‌ی جمع بود، خصوصی بهش پیام دادم.

چند ساعت بحث و گفت‌وگو کردیم. تا اینکه یهو اون دوست عزیز گفت:

"تو از اولش داری منو تحقیر و تخریب می‌کنی. خودت رو بالا می‌ذاری. من نه اعتقادات تو رو قبول دارم، نه خدایی که می‌پرستی."

و کلی حرف دیگه که من رو کوبید. حسابی خشکم زد.

گفتم: "اوکی، شما درست می‌گی. موفق باشید." و تمومش کردم.

---

بعدش یاد حرف دکتر سهیل رضایی افتادم که می‌گفت:

ما اینقدر با تروماها و زخم‌های وجودمون خو گرفتیم و بهشون عادت کردیم که اگر یکی بیاد و زخمامون رو به رخمون بکشه، حالمون بد می‌شه. می‌خوایم بزنیم زیر میز و همه‌چی رو تموم کنیم. چون نمی‌خوایم مسئولیت کارها و اتفاقات زندگیمون رو بپذیریم. می‌خوایم در پوش بذاریم و انگار با دردامون کنار اومدیم. چون تغییر، سخت‌تر از وضعیت افتضاح الان هست.

---

جالبه که ایشون بعد از چند ساعت به حالت عادی برگشت و خوب شد. چون براش این چیزا دیگه عادی شده. ولی برای من تا چند ساعت روی اعصابم بود که وقتم و کارم رو زدم. شاید راهنماییم به دردش می‌خورد، ولی آخرش چه برخوردی کرد!

---

از این ماجرا یه درس گرفتم:

دیگه وقتم رو اینجوری حروم نمی‌کنم. می‌ذارم هر کس با هر طرز فکری زندگیش رو بکنه. من ناجی زندگی کسی نیستم. فقط می‌تونم مسیر خودم رو برم و اگه کسی خواست، همراهی کنم. اون بنده خدا هم امیدوارم روزی درس بگیره و زندگیش رو نجات بده. ولی دیگه به عهده‌ی من نیست.

---

اندکی تامل...

---

ما در مسیر رشد فردی و تولید محصولات باکیفیت، تلاش می‌کنیم هم به خودمون و هم به دیگران کمک کنیم. اگر شما هم تجربه‌ی مشابهی دارید یا به دنبال تغییر در زندگیتان هستید، خوشحال می‌شیم نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...
م
مانیز • ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
از زخم تا انتخاب
9 پسندیده‌اند
مانیز از زخم تا انتخاب

گاهی بعضی تصمیم‌های زندگیمان را با تروماهایمان می‌گیریم. راستش را بخواهید، شاید خیلی از مسیرهایی که تا امروز رفته‌ایم، تحت تأثیر چیزهایی بوده که شکستمان نداده، اما جای زخمش را روی دلمان گذاشته است.

اما آدم‌ها در طول تاریخ نشان داده‌اند که از دل همین زخم‌ها، گاهی توانسته‌اند دردی از جامعه را برطرف کنند. و گاهی هم، همان زخم، خودشان را تبدیل به یک زخم تازه روی پیکر جامعه کرده است.

این ما هستیم که تصمیم می‌گیریم به تروماها چطور نگاه کنیم.

امروز داشتم پادکستی از دکتر سهیل رضایی گوش می‌دادم. می‌گفت تروماها جز جدایی‌ناپذیر زندگی همه‌ی ماست و قرار نیست نباشند. فقط این ما هستیم که با کار روی خودمان، می‌توانیم آنها را به یک راه‌حل تبدیل کنیم، یا بگذاریم رنجشان تا ابد با ما بماند.

این چند سال، تلاش کردم با شناخت خودم و کار روی شخصیتم، آدم بهتری بشوم. نه برای اینکه کامل باشم، بلکه برای اینکه شاید روزی بتوانم یک درد کوچک از این جهان را کمتر کنم.

راه طولانی است. اما امیدوارم.
— حسین شیروانی
جالب بود
در حال بارگذاری...
بارگذاری بیشتر