مانیز مانیز
FA EN AR
ورود
خانه فروشگاه آموزش مشاوره تجهیزات انگیزش وبلاگ
درباره ما سوالات متداول تماس همکاری راهنمای شروع همکاری عمده
— دسته‌بندی —
مواد اولیه پودرهای مانیز تجهیزات پک‌های سازمانی
پیگیری سفارش / شرایط ارسال
پیگیری سفارش شرایط ارسال

انگیزش روزانه مانیز

نمایش یک پست بازگشت به همه‌ی پست‌ها
م
مانیز • ۴ شهریور ۱۴۰۵
داستانی از برخورد با تروماها، مسئولیت‌پذیری و تغییر نگرش؛ همراه با تأملی درباره رشد فردی و پذیرش خود.
9 پسندیده‌اند
مانیز .
دنیا جای عجیبیه!

چند روز پیش یه اتفاق جالب برام افتاد. توی یه گروه واتساپ، یه نفر درباره رشد فردی سوال پرسیده بود. از اونجایی که جوابش یه کمی فراتر از حوصله‌ی جمع بود، خصوصی بهش پیام دادم.

چند ساعت بحث و گفت‌وگو کردیم. تا اینکه یهو اون دوست عزیز گفت:

"تو از اولش داری منو تحقیر و تخریب می‌کنی. خودت رو بالا می‌ذاری. من نه اعتقادات تو رو قبول دارم، نه خدایی که می‌پرستی."

و کلی حرف دیگه که من رو کوبید. حسابی خشکم زد.

گفتم: "اوکی، شما درست می‌گی. موفق باشید." و تمومش کردم.

---

بعدش یاد حرف دکتر سهیل رضایی افتادم که می‌گفت:

ما اینقدر با تروماها و زخم‌های وجودمون خو گرفتیم و بهشون عادت کردیم که اگر یکی بیاد و زخمامون رو به رخمون بکشه، حالمون بد می‌شه. می‌خوایم بزنیم زیر میز و همه‌چی رو تموم کنیم. چون نمی‌خوایم مسئولیت کارها و اتفاقات زندگیمون رو بپذیریم. می‌خوایم در پوش بذاریم و انگار با دردامون کنار اومدیم. چون تغییر، سخت‌تر از وضعیت افتضاح الان هست.

---

جالبه که ایشون بعد از چند ساعت به حالت عادی برگشت و خوب شد. چون براش این چیزا دیگه عادی شده. ولی برای من تا چند ساعت روی اعصابم بود که وقتم و کارم رو زدم. شاید راهنماییم به دردش می‌خورد، ولی آخرش چه برخوردی کرد!

---

از این ماجرا یه درس گرفتم:

دیگه وقتم رو اینجوری حروم نمی‌کنم. می‌ذارم هر کس با هر طرز فکری زندگیش رو بکنه. من ناجی زندگی کسی نیستم. فقط می‌تونم مسیر خودم رو برم و اگه کسی خواست، همراهی کنم. اون بنده خدا هم امیدوارم روزی درس بگیره و زندگیش رو نجات بده. ولی دیگه به عهده‌ی من نیست.

---

اندکی تامل...

---

ما در مسیر رشد فردی و تولید محصولات باکیفیت، تلاش می‌کنیم هم به خودمون و هم به دیگران کمک کنیم. اگر شما هم تجربه‌ی مشابهی دارید یا به دنبال تغییر در زندگیتان هستید، خوشحال می‌شیم نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید
— حسین شیروانی
در حال بارگذاری...